به گزارش تابناک، بالابان مهماتی است که حاصل تلاش متخصصان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است و نشان میدهد میدان نبرد قرن بیست و یکم بیش از آنکه به قدرت انفجار وابسته باشد، به دقت، برد و هوشمندی متکی شده است.
به گزارش گفتمان ما به نقل از Tabnak،
به گزارش تابناک، بالابان مهماتی است که حاصل تلاش متخصصان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است و نشان میدهد میدان نبرد قرن بیست و یکم بیش از آنکه به قدرت انفجار وابسته باشد، به دقت، برد و هوشمندی متکی شده است.
در جنگهای امروز، نزدیک شدن به هدف یک خطر بزرگ محسوب میشود. در دهههای گذشته، خلبانان برای انهدام هدف مجبور بودند تا فاصلهای نسبتاً کم به آن نزدیک شوند که احتمال برخورد با موشکهای زمین به هوا، سامانههای پدافندی، توپهای ضدهوایی و جنگندههای دشمن را افزایش میداد.
بالابان فرزند همین فلسفه است. مهندسان نظامی در سراسر جهان به دنبال راهحلی بودند که هواگرد بتواند از فاصلهای امن حمله کند. نتیجه این تفکر، تولد نسل جدیدی از مهمات بود که پس از رها شدن، به پرندههایی کوچک و بدون موتور تبدیل میشوند و مسیر خود را تا لحظه برخورد ادامه میدهند.
ظاهر بالابان در نگاه اول پیچیده به نظر نمیرسد، اما پشت بدنه آن مجموعهای از فناوریهای آیرودینامیکی، هدایتی و کنترلی قرار دارد. مهمترین ویژگی بالابان، بالهای بازشونده آن است. پس از جدا شدن از هواگرد، بالها باز میشوند و بمب وارد مرحله گلاید یا پرواز بدون موتور میشود. بالابان بیش از آنکه یک بمب سنتی باشد، شبیه یک گلایدر رزمی کوچک است.
این ویژگی باعث افزایش قابل توجه برد عملیاتی نسبت به بمبهای سقوط آزاد میشود. هواگرد حامل میتواند در فاصلهای امنتر قرار بگیرد، مهمات را رها کند و اجازه دهد بالابان باقی مسیر را طی کند.
جذابیت اصلی ماجرا فقط به بالهای بازشونده ختم نمیشود. توانایی پیدا کردن مسیر، یک مهمات هدایتپذیر را ارزشمند میکند. در مهمات هوشمند، سامانه هدایت دائماً وضعیت را ارزیابی میکند و تلاش میکند خطا را به حداقل برساند، در حالی که در بمبهای قدیمی عواملی مانند باد و سرعت هواپیما روی نقطه برخورد تأثیر میگذاشتند.
در جنگ جهانی دوم برای نابودی یک پل یا انبار مهمات، گاهی صدها بمب رها میشد. امروز یک مهمات هدایتپذیر میتواند همان مأموریت را با دقتی چندین برابر انجام دهد.
از منظر فنی، بالابان را باید در خانواده مهمات دورایستا یا Stand-Off قرار داد. فلسفه وجودی این مهمات افزایش فاصله میان سلاح و خطر است. کشورهای مختلف میلیاردها دلار صرف توسعه چنین سامانههایی کردهاند.
ساخت یک بمب هدایتپذیر در ظاهر سادهتر از ساخت موشک کروز یا بالستیک به نظر میرسد، اما برای توسعه آن باید مجموعهای از فناوریها از جمله طراحی آیرودینامیکی، سامانههای ناوبری، رایانه پروازی، عملگرهای کنترلی، حسگرها و الگوریتمهای هدایت کنار یکدیگر قرار بگیرند.
وقتی یک مهمات پس از رها شدن بتواند موقعیت خود را تشخیص دهد، مسیرش را اصلاح کند و به سمت نقطه تعیینشده حرکت کند، پشت این عملکرد دهها شاخه مختلف مهندسی قرار گرفتهاند. این سامانه پروازی کامل است که فقط موتور ندارد.
یکی از نکات جالب درباره بالابان، ارتباط آن با مأموریتهای دریایی است. محیط دریا یکی از پیچیدهترین میدانهای نبرد برای تسلیحات هدایتپذیر محسوب میشود. انعکاس امواج از سطح آب، شرایط جوی متغیر، رطوبت بالا و تحرک مداوم اهداف باعث میشود عملیات در این محیط دشوارتر از بسیاری از مأموریتهای زمینی باشد.
ورود نیروی دریایی ارتش به حوزه طراحی و توسعه چنین مهماتی اهمیت ویژهای دارد، زیرا نبرد دریایی مدرن دیگر صرفاً به موشکهای ضدکشتی محدود نمیشود. ترکیبی از پهپادها، موشکها و مهمات هدایتپذیر دقیق، چهره جنگ در دریا را تغییر دادهاند.
از دیدگاه عملیاتی، بالابان میتواند به هواگرد حامل اجازه دهد بدون ورود مستقیم به منطقه تهدید، هدف را مورد حمله قرار دهد. هرچه زمان حضور هواگرد در منطقه خطر کمتر باشد، احتمال بقا بیشتر خواهد بود.
مهمترین نکته درباره بالابان، تغییری است که در نگاه به قدرت هوایی ایجاد میکند. زمانی قدرت هوایی با تعداد بمبها و حجم انفجار سنجیده میشد، اما امروز معیار اصلی دقت است. اگر بتوان با یک مهمات، همان کاری را انجام داد که قبلاً به دهها بمب نیاز داشت، عملاً وارد نسل جدیدی از نبرد شده است.
فلسفه وجودی بالابان افزایش دقت، افزایش برد مؤثر و کاهش ریسک برای هواگرد حامل است. میدان نبرد مدرن متعلق به سلاحهایی است که بتوانند دورتر ببینند، دورتر پرتاب شوند و دورتر اصابت کنند.
بالابان را میتوان نمادی از تغییر نسل تسلیحات هوایی ایران دانست؛ حرکتی از بمبهای سقوط آزاد سنتی به سمت مهماتی که پس از رها شدن تازه مأموریت اصلیشان آغاز میشود.
جذابترین بخش داستان بالابان شاید همین باشد که این سلاح در اصل یک تناقض مهندسی است. یک بمب قرار است سقوط کند، اما بالابان قبل از رسیدن به زمین تصمیم میگیرد پرواز کند. همین چند ثانیه پرواز اضافه، تفاوت میان یک حمله معمولی و یک حمله دقیق را رقم میزند. در جنگهای قرن بیست و یکم، گاهی سرنوشت یک نبرد نه به قدرت انفجار، بلکه به چند متر خطای کمتر بستگی دارد و بالابان دقیقاً برای همین چند متر ساخته شده است.
