بلبل سرمست و نغمهخوان به میان مرغان آمد و لاف عاشقی زد: «من غرق در عشق گل سرخم و همهٔ رازهای دلدادگی را میدانم!
به گزارش گفتمان ما به نقل از خبرگزاری فارس - تلگرام،
از گلِ گذرا درگذر
بلبل سرمست و نغمهخوان به میان مرغان آمد و لاف عاشقی زد: «من غرق در عشق گل سرخم و همهٔ رازهای دلدادگی را میدانم! مرا چه کار به رنجِ پرواز تا سیمرغ؟ همان لبخند نوبهار و دیدن گلبرگهای یارم مرا بس است.»
هدهد دانا روی درهم کشید و گفت: «ای اسیرِ ظاهر! بیش از این به این عشق فریبنده مناز؛ این معشوقِ تو جز خاری در جانت ننشاند و طراوتش در یک هفته بر باد میرود. گلی که با آمدن پاییز جز خاری خشک از آن نمیماند، در نوبهار هم به تو مهر نمیورزد، بلکه به نالههای زار و سادهلوحیات پوزخند میزند! شرم بدار و تا پای در گلِ این زیبایی زودگذر داری، از پرواز به سوی حقیقت جا ماندهای.» #حکایت

