خبر را از سرچشمه بخوانید.
درباره ماارتباط با ما
گفتمان ماروایتی روشن از جهان امروز
آرشیو خبرها ↗

گریز نفت از خاورمیانه؛ بازار آزاد تا کجا می‌تواند امنیتِ انرژی را تأمین کند؟

چکیده خبر

عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- بحران تنگه هرمز حاکی از این است که امنیتِ انرژی جهان پیوند تنگاتنگی با تحولاتِ خاورمیانه دارد؛ اما این وابستگی برخلافِ تصور رایج، نه ثابت است و نه تغییرناپذیر.

به گزارش گفتمان ما به نقل از Asr Iran،

عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- بحران تنگه هرمز حاکی از این است که امنیتِ انرژی جهان پیوند تنگاتنگی با تحولاتِ خاورمیانه دارد؛ اما این وابستگی برخلافِ تصور رایج، نه ثابت است و نه تغییرناپذیر. افزایش قیمت نفت، تولیدکنندگان را به توسعه منابع تازه ترغیب می‌کند، سرمایه‌گذاران را به بازارهای جایگزین می‌کشاند و مصرف‌کنندگان را به کاهش مصرف سوخت و فناوری‌های دیگر سوق می‌دهد. سرمقاله واشنگتن‌پست با تکیه بر همین فرایندها استدلال می‌کند که بازار آزاد، با تنوع‌بخشی به عرضه و تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، می‌تواند آثار اقتصادیِ جنگ را محدود کند. آیا سازوکار قیمت و رقابت برای تأمین امنیت انرژی کافی است یا تاب‌آوریِ واقعی به سیاست‌گذاری عمومی، زیرساخت‌های راهبردی و همکاری بین‌المللی نیاز دارد؟ ************************************* واشنگتن‌پست؛ 23 اکتبر 2026 به‌رغمِ تداوم حملات ایران در تنگه هرمز، حجم محموله‌های نفتی خاورمیانه از سطحِ پیش از جنگ فراتر رفته است. ازسرگیریِ جریان نفت از این تنگه، مرهون قدرت نظامیِ ایالات‌متحده است، اما گسترش مسیرهای جایگزین در منطقه، افزایش تولید در خارج از خاورمیانه و کاهش مصرف سوخت را باید حاصل عملکرد بازار آزاد دانست. براساس داده‌های شرکت ردیابی نفتکش‌ها (کِپلر)، هفته گذشته، میانگین جریان نفت در سراسر خاورمیانه به بیش از 24 میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که از 23.3 میلیون بشکه پیش از جنگ، بالاتر است. اتکای بیشتر به خطوط لوله عربستان سعودی و امارات متحده عربی باعث شده بخش بیشتری از نفت خام بدون از عبور از تنگه هرمز منتقل شود. اکنون 40 درصدِ نفت خامِ کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به‌استثنای ایران ازطریق خطوط لوله جابه‌جا می‌شود؛ درحالی‌که این سهم پیش از جنگ فقط 17 درصد بود. خط لوله نفتِ شرق به غربِ عربستان سعودیانتقال نفت به دریای سرخ و کاهشِ وابستگی به تنگه هرمز ارتش آمریکا به احیای جریان نفت از تنگه هرمز کمک کرده؛ آن هم در شرایطی که محاصره آمریکا عملاً بخش عمده صادراتِ نفت خام ایران را متوقف کرده است. کار به جایی رسیده که حجم نفتِ عبوری از تنگه به 82 درصدِ پیش از جنگ بازگشته و این امر با سازوکاری ابتکاری برای انتقال نفتِ کشتی‌به‌کشتی امکان‌پذیر شده است. کشتی‌های نظامی، نفتکش‌ها را در مسیر رفت‌و‌برگشت از تنگه هرمز اسکورت می‌کنند تا محموله‌ها به کشتی‌های باری در دریای عمان منتقل شوند. این راهکارِ موقت مؤثر بوده است، ولی نمی‌توان انتظار داشت جریان نفت همیشه به اسکورت‌های نظامیِ پرهزینه متکی بماند. نظارتِ ایران بر تنگه، حملات شبه‌نظامی‌ها و این فرض که پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا درگیری‌ تشدید خواهد شد، قیمت‌ها را همچنان بالا نگه داشته است. این وضعیت قابل پیش‌بینی بود؛ نتیجه جنگِ پیش‌دستانه دونالد ترامپ، ورود به این درگیری در ماه فوریه بود و به‌طورمشخص، بحرانِ تنگه هرمز را در پی داشت. ارتش می‌تواند آزادی کشتی‌رانی را تضمین کند، ولی هیچ برنامه‌ریزیِ متمرکزی قادر نیست جایگزینِ تعدیل‌های غیرمتمرکزی شود که افزایش قیمت‌های بازار مسببِ آنند. به گفته آژانس بین‌المللی انرژی، تولیدکنندگانِ خارج از خاورمیانه در خلال ماه‌های فوریه تا آگوست، روزی 2.3 میلیون بشکه به تولیدشان افزوده‌اند و آمریکا، برزیل، قزاقستان، ونزوئلا و نیجریه در صدر افزایش تولید قرار دارند. پیش‌بینی می‌شود تولید نفتِ دهه آینده در نیم‌کره غربی جهش چشمگیری داشته باشد؛ زیرا افزایش قیمت، سرمایه‌گذاری در طرح‌های جایگزین را سودآور کرده است. برای مثال، شرکت شِورُن» قصد دارد در دهه آینده نزدیک به 14 میلیارد دلار در آرژانتین سرمایه‌گذاری کند و تولیدش را در این کشور به 3 برابر برساند. [م. شرکت شِورُن (Chevron) یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های انرژی آمریکاست که در زمینه اکتشاف، استخراج، پالایش و فروش نفت و گاز طبیعی در جهان فعالیت می‌کند.] براساس آخرین نظرسنجیِ شرکتِ «ای‌تی‌بی کُرمارک کاپیتال مارکتس»، از هر 5 سرمایه‌گذارِ نهادی، 4 نفر گفته‌اند به دلیل اختلال در بازارهای خاورمیانه، تمایل دارند در کانادا سرمایه‌گذاری کنند. [م. ای‌تی‌بی کُرمارک کاپیتال مارکِتس (ATB Cormark Capital Markets)، مجموعه خدمات مالی و بانکداریِ کانادایی است که در حوزه تأمین مالی شرکت‌ها، معاملات اوراق بهادار و تحلیل بازارهای سرمایه فعالیت می‌کند.] «اندی برنهام» (نخست‌وزیر بریتانیا)، روز چهارشنبه، هم‌زمان با اعلام سرمایه‌گذاری‌های عمده در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر، مجوز اجرای طرحی قدیمی و به‌تعویق‌افتاده را برای استخراجِ گاز طبیعی در ناحیه فراساحلیِ دریای شمال صادر کرد. حفاری در دریای شمال از مدت‌ها پیش با مخالفتِ جریان‌های ترقی‌خواهِ حزب کارگر مواجه بود؛ ولی حالا افزایش قیمت‌ها و تورمِ سرسام‌آور (بالاترین سطح در یک سال گذشته)، زمینه را برای برنهام فراهم کرده تا به این پروژه چراغ سبز نشان دهد. به مددِ بازار آزاد و تنوع در حوزه انرژی، جنگ ایران به رکود فلج‌کننده‌ای که آمریکایی‌ها در دهه 1970 تجربه کردند، نینجامید. قیمتِ بالای بنزین و سایر سوخت‌ها دردسر سیاسی بزرگی برای حزبِ حاکم ایجاد کرده، ولی ایالات‌متحده تا حد زیادی از پیامدهای شدیدِ این بحران در امان مانده است. آمریکا در دهه گذشته با گسترش استخراج نفت و گاز به روش شکست هیدرولیکی (فرکینگ) و حفاری افقی، تولید انرژی‌ را افزایش داده؛ روندی که به ثبت رکوردهای تازه در تولید نفت خام داخلی و رشد صادرات انجامیده است. حتی پیش از آغاز جنگ، آمریکا بسیار بیشتر از خاورمیانه از کانادا نفت وارد می‌کرد. سال گذشته فقط 8 درصد از وارداتِ نفت خام آمریکا از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس تأمین شد. استخراج نفتِ شیل در آمریکانمونه‌ای از افزایش تولید نفتِ خارج از خاورمیانه و متنوع‌شدنِ منابع عرضه [م. شکست هیدرولیکی (فرکینگ) روشی برای استخراج نفت و گاز از سنگ‌های زیرزمینی است که با تزرق آب، ماسه و مواد شیمیایی در بافتِ موردنظر شکست ایجاد می‌کند.] به یاد داریم که «ریچارد نیکسون» پس از تحریمِ نفتیِ اوپک در سال 1973، کنترل‌های قیمتیِ فاجعه‌باری بر نفت اعمال کرد. هرگاه قیمت‌ها به‌صورت مصنوعی پایین‌تر از سطح تعادلیِ بازار تعیین شوند، تقاضا از عرضه پیشی می‌گیرد و منجر به کمبود کالا و صف‌های طولانی در پمپ‌بنزین‌ها می‌شود؛ وضعیتی که در دهه 70 برقرار شد. [م. ریچارد نیکسون (1969-1974) سی‌و‌هفتمین رئیس‌جمهور ایالات‌متحده بود که روابط آمریکا با چین را بهبود بخشید و در جنگِ ویتنام نقش مهمی داشت، ولی به دلیل رسوایی واترگیت، پیش از پایان دوره‌اش استعفا داد.] [م. تحریم نفتی اوپک در سال 1973 در حمایت از کشورهای عربی، به‌ویژه مصر و سوریه در جنگ اکتبر 1973 علیه اسرائیل و آمریکا صورت گرفت و به کاهش صادرات نفت، افزایش شدید قیمت‌ها، کمبود سوخت و رکورد اقتصادی جهانی انجامید.] [بحران انرژی در دهه 1970 میلادی یکی از مهم‌ترین بحران‌های اقتصادی جهان بود. در سال 1973، پس از جنگِ اعراب و اسرائیل، کشورهای عربِ صادرکننده نفت، صادراتشان را کاهش دادند. درنتیجه، قیمت نفت افزایش یافت، کمبود بنزین ایجاد شد و بسیاری از کشورها با تورم، بیکاری و رکود اقتصادی مواجه شدند. انقلاب ایران در سال 1979 نیز بحران نفتی دیگری ایجاد کرد و قیمت‌ها را افزایش داد. مجموعه این بحران‌ها دولت‌ها را به صرفه‌جویی انرژی، توسعه منابع داخلی و کاهش وابستگی به نفت واردانی سوق دادند.] ترامپ ماه گذشته احتمال ممنوعیتِ صادرات گازوئیل را مطرح کرد، ولی مشاورانش او را متقاعد کردند که چنین اقدامی با ایجاد اختلال در عرضه، نتیجه معکوس به بار خواهد آورد. در نهایت، افزایش قیمت‌ها مردم را به مصرف کمتر نفت وامی‌دارد، خودروهای برقی جذاب‌تر می‌شوند و حمل‌و‌نقلِ عمومی تقاضای بیشتری می‌یابد. پیش‌بینیِ آژانس بین‌المللی انرژی در ماه آگوست این بود که تقاضای جهانی نفت در سال جاری، روزی 1.6 میلیون بشکه کاهش خواهد یافت. آموزه مهم این بحران در حوزه تأمین امنیت انرژی این است که دولت‌ها باید از فراوانیِ عرضه، رقابت و تجارت استقبال کنند و وقتی نفت کمیاب می‌شود اجازه دهند قیمت‌ها افزایش یابد. باید بگذارند تولیدکنندگان از یافتن منابع تازه سود ببرند و انتخابِ زمان و نحوه استفاده از جایگزین‌ها را به مصرف‌کنندگان بسپارند. بازارهای آزاد نمی‌توانند مانع وقوع جنگ شوند، اما می‌توانند کاری کنند که سیاستمداران نتوانند پیامدهای جنگ را به‌راحتی به دیگران تحمیل کنند. ********************************************* یادداشت مترجم: مهم‌ترین ایده سرمقاله این است که وابستگی جهان به نفت خاورمیانه دیگر سرنوشت محتومِ اقتصاد جهانی نیست. نویسندگان معتقدند حتی در میانه بحران نظامی، سازوکارهای اقتصادی می‌توانند مسیرهای تازه‌ای برای عرضه انرژی ایجاد کنند، سرمایه را به مناطق دیگر سوق دهند و مصرف‌کنندگان را به استفاده کمتر از نفت وادارند. افزایش قیمت نفت در این چارچوب، صرفاً پیامد منفی جنگ نیست؛ نشانه‌ای اقتصادی است که تولیدکنندگان را به افزایش عرضه و سرمایه‌گذاران را به جست‌و‌جوی فرصت‌های جدید ترغیب می‌کند. بالارفتنِ قیمت‌ها، توسعه میادین جایگزین --که پیش‌تر سودآوری کافی نداشتند-- را توجیه‌پذیر می‌کند. در سوی تقاضا نیز، با این تحول مواجهیم که سوختِ گران‌تر به استفاده از خودروهای برقی، حمل‌و‌نقل عمومی و فناوری‌های کم‌مصرف می‌انجامد. این استدلال بر یکی از اصول بنیادینِ اقتصاد بازار تکیه دارد: قیمت‌ها اطلاعاتی درباره کمیابیِ منابع منتقل می‌کنند و رفتار میلیون‌ها تولیدکننده و مصرف‌کننده بدون نیاز به فرماندهیِ متمرکز هماهنگ می‌شود. باید توجه داشت که بازارها می‌توانند به بحران واکنش نشان دهند ولی این واکنش لزوماً برای مهار هزینه‌های بحران و تأمین امنیت انرژی کافی نیست. یکی از بخش‌های قابل‌توجه مقاله، مقایسه وضعیت امروز آمریکا با بحران نفتی دهه 1970 است. تحریم نفتی اعراب در سال 1973 و اختلال در عرضه، اقتصادهای صنعتی را با افزایش قیمت‌ها، کمبود سوخت و صف‌های طولانی در جایگاه‌های بنزین مواجه کرد. از نگاه نویسندگان، گسترش تولید داخلی آمریکا، توسعه فناوری‌های استخراج و تنوع‌بخشی به منابع واردات، از احتمال تکرار چنین وضعیتی کاسته است. علت آن است که امنیت انرژی صرفاً به معنای دسترسی به نفتِ ارزان نیست؛ توانایی اقتصاد برای ادامه فعالیت در بحرانِ عرضه نیز بخشی از آن است. کشوری که تولید داخلی قابل‌توجه، زیرساخت‌‌های انتقالِ متنوع و دسترسی به منابع متنوعِ وارداتی داشته باشد، در برابر توقفِ عرضه از یک منطقه، کمتر آسیب‌پذیر خواهد شد. بااین‌حال مقاله در شرح این مزیت تاحدی اغراق و ساده‌سازی کرده. افزایش تولید نفتِ آمریکا به معنای مصونیت کامل این کشور از تحولات بازار جهانی نیست. نفت کالایی جهانی است و قیمتش صرفاً تابع میزان واردات مستقیمِ کشور از منطقه‌ای بحران‌زده نیست. حتی اگر آمریکا نفت اندکی از خلیج‌فارس وارد کند، اختلال در این منطقه می‌تواند قیمت جهانیِ نفت خام، هزینه حمل‌و‌نقل، قیمت فراورده‌های نفتی و هزینه زندگی شهروندان آمریکایی را افزایش دهد. مقاله از جایی به بعد با تناقضی محوری روبه‌روست. نویسندگان در آغاز به نکته‌ای اساسی اشاره کرده و می‌گویند بازگشتِ جریان نفت از تنگه هرمز تا حد زیادی به قدرت نظامی آمریکا وابسته است ولی در ادامه، نقش بازار آزاد در ایجاد تاب‌آوری را برجسته می‌کنند؛ گویی می‌توان بین امنیت نظامی و سازوکارهای اقتصادی مرزی روشن ترسیم کرد. واقعیت این است که این دو عامل، به‌شدت به یکدیگر وابسته‌اند. بازار جهانی انرژی زمانی می‌تواند از مزایای رقابت و تجارت بهره‌مند شود که مسیرهای انتقال کالا امنیت نسبی داشته باشند، قراردادها قابل‌تحقق باشند و خطر اختلال نظامی از حد معینی فراتر نرود. اگر نفتکش‌ها نتوانند با اطمینان از تنگه هرمز عبورکنند، شرکت‌های بیمه، پوششِ خطر جنگ را محدود کنند و هزینه اسکورتِ نظامی به‌شدت افزایش یابد، صِرف وجود تولیدکنندگانِ جایگزین، مانع جهش قیمت‌ها نخواهد شد. بازار آزاد به زیرساخت‌های امنیتی، حقوقی و سیاسی نیاز دارد و آزادی تجارت را نمی‌توان با حذف مداخله دولت تضمین کرد. گاهی حفظ این خصیصه مستلزم سرمایه‌گذاری عمومی، همکاری بین‌المللی و حتی قدرت نظامی است. نفتکش‌ها در تنگه هرمز این مسئله به معنای بی‌اعتباریِ سازوکار بازار نیست، بلکه نشان می‌دهد بازار و دولت الزاماً دو نیروی متضاد نیستند. در بسیاری از بحران‌ها، عملکرد مناسب بازار به چارچوب نهادی و امنیتیِ قابل‌اعتماد وابسته است. دفاع مقاله از افزایش قیمت‌ها نیز بر این فرض استوار است که قیمت بالاتر، عرضه بیشتر و تقاضای کمتر را به دنبال خواهد داشت. این منطق اقتصادی در کلیتش معتبر است، اما زمان‌بندی و توزیع هزینه‌ها نیز اهمیت دارند. افزایش تولید نفت از میدان جدید ممکن است به سال‌ها سرمایه‌گذاری، مجوزهای قانونی، توسعه زیرساخت و احداث خطوط انتقال نیاز داشته باشد. درمقابل، افزایش قیمت بنزین یا گازوئیل می‌تواند ظرف چند روز، هزینه رفت‌و‌آمد، حمل کالا و تولید صنعتی را بالا ببرد. درنیتجه، بازار ممکن است در بلندمدت به بحران پاسخ دهد، اما هزینه‌های کوتاه‌مدت را بر دوش خانوارها و بنگاه‌هایی بگذارد که امکان سازگاری سریع ندارند. خانواده‌ای که برای رفتن به محل کار به خودرو وابسته است، نمی‌تواند صرفاً با مشاهده افزایش قیمت سوخت، یک‌شبه خودروی برقی بخرد با به شبکه حمل‌و‌نقل عمومی دسترسی پیدا کند. از سوی‌ دیگر، همه تولیدکنندگان به یک‌اندازه قادر به افزایش عرضه نیستند. ظرفیتِ مازاد تولید، دسترسی به سرمایه، محدودیت‌های فنی و وضعیت زیرساخت‌، سرعت واکنش بازار را تعیین می‌کنند. پس مسئله لزوماً انتخابِ بین قیمت آزاد و قیمت کنترل‌شده نیست. اگر قیمت‌ها کمیابیِ منابع را منعکس کنند، هزینه تعدیل اقتصادی به‌طور نامتناسب بر دوش گروه‌های آسیب‌پذیر قرار می‌گیرد. حمایت‌های هدفمند از خانوارهای کم‌درآمد، سرمایه‌گذاری در حمل‌و‌نقل عمومی و افزایش بهره‌وری انرژی با حفظ انگیزه‌های اقتصادی، آثار اجتماعی بحران را کاهش می‌دهند. مقاله به افزایش تولید در آمریکا، برزیل، قزاقستان، ونزوئلا و نیجریه می‌پردازد و سرمایه‌گذاری در آرژانتین و کانادا را نشانه جابه‌جایی جغرافیایی سرمایه می‌داند. این روند می‌تواند وابستگی به یک منطقه را کاهش دهد و بر قدرت چانه‌زنیِ خریداران بیفزاید. ولی باید توجه کرد که تنوع جغرافیایی به‌معنای حذف ریسک نیست. تولید نفت در مناطق جدید هم می‌تواند با بی‌ثباتی سیاسی، تحولات قانونی، محدودیت‌های زیرساختی، مخاطرات زیست‌محیطی و مشکلات حمل‌ونقل همراه باشد. انتقال سرمایه از خاورمیانه به آمریکای لاتین یا آفریقا، ریسک را تغییر می‌دهد ولی لزوماً از بین نمی‌برد. نقشه مسیرهای انتقال و صادرات نفتمسیرهای جایگزینِ خطوط لوله و گلوگاه‌های اصلی انتقال نفت افزون بر این، توسعه پروژه‌های جدید نفت و گاز می‌تواند وابستگی بلندمدت به سوخت‌های فسیلی را تثبیت کند. اگر سرمایه‌گذاری‌های کنونی برای چند دهه آینده طراحی شوند، ممکن است در شرایطی که تقاضای نفت کاهش می‌یابد به دارایی‌های کم‌بازده یا بلااستفاده تبدیل شوند. ازاین‌رو، تصمیم‌گیری درباره پروژه‌های جدید باید بر سناریوهای بلندمدتِ تقاضا، سیاست‌های اقلیمی و هزینه‌های زیست‌محیطی استوار باشد. سرمقاله واشنگتن‌پست بر پیچیدگی رابطه انرژی‌های تجدیدپذیر و بازار نفت تمرکز دارد. افزایش قیمت نفت می‌تواند انگیزه‌ای برای کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک و گسترش خودروهای برقی باشد، ولی شتاب این گذار به عواملی مانند هزینه فناوری، ظرفیت شبکه برق، دسترسی به مواد معدنی، سیاست‌های صنعتی و زیرساخت انرژی وابسته است. بنابراین، گرانی نفت به‌تنهایی تضمین‌کننده توسعه پایدار نیست و در صورت نبودِ جایگزین‌های مناسب، حتی ممکن است مصرف منابع آلاینده دیگر را افزایش دهد. فرایندهای رقابتی، سازوکار قیمت‌ها و تنوع عرضه به بازار جهانی کمک می‌کنند تا در برابر بحران‌هایی مثل اختلال در تنگه هرمز مقاومت کند، ولی بازار آزاد به‌تنهایی قادر به تضمین امنیتِ کشتی‌رانی، تأمین زیرساخت‌های ضروری و توزیع عادلانه هزینه‌های بحران نیست. درنتیجه، امنیت انرژی مستلزم رقابت اقتصادی، سرمایه‌گذاری عمومی، سیاست‌گذاری هوشمند و همکاری بین‌المللی است. البته کم‌هزینه‌ترین راهِ تأمین امنیت انرژی و تعدیل قیمت‌ها، جبران خسارتِ جنگ‌های پیش‌دستانه با سرمایه‌گذاری پرهزینه نیست؛ بهترین راه، پرهیز از جنگ‌افروزی و مداخله در امور داخلی کشورهاست. اگر قدرت‌های جهانی به‌جای بحران‌آفرینی، دیپلماسی و احترام به حاکمیتِ کشورها را در پیش بگیرند، از هزینه‌های سنگینِ اقتصادی و انسانیِ جنگ‌ها پیشگیری می‌کنند.

منابع این خبر

Asr Iran ↗
نبض بازار

ارز، طلا و بازار جهانی

آخرین قیمت دریافتی · به‌روزرسانی خودکار

دلار آزاد ایران

داده تازه
۲۶۶٬۱۱۰تومان
TGJUزمان دریافت

طلای ۱۸ عیار ایران

داده تازه
۲۵٬۵۹۴٬۰۰۰تومان
TGJUزمان دریافت

طلای جهانی

داده قدیمی
۴٬۰۷۴.۹۰USD
Yahooزمان دریافت

بیت‌کوین

داده تازه
۷۵٬۸۱۹.۵۹USDT
Binanceزمان دریافت

اتریوم

داده تازه
۲٬۲۳۶.۳۸USDT
Binanceزمان دریافت

نفت برنت

داده قدیمی
۹۸.۳۲USD
Yahooزمان دریافت

نفت WTI

داده قدیمی
۹۰.۸۳USD
Yahooزمان دریافت

یورو/دلار

داده قدیمی
۱.۱۱۴۳USD
Yahooزمان دریافت

نمایش عمومی قیمت‌ها رایگان است. قیمت‌ها آخرین داده دریافتی از منابع هستند؛ زمان دریافت کنار هر قیمت درج شده است.

خبرهای مرتبط

گفتمان ماخبر و روایت
Entekhab

چالش‌های عملیاتی این اقدام بسیار گسترده‌اند/هیچ راه‌حل جادویی و یک‌شبه‌ای برای مواجهه با چالش ایران وجود ندارد؛ نه حملات نظامی و قطعاً نه تلاش برای مسدود…

دنیس سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل نوشت: تصمیم سنتکام برای تشکیل «کارگروه دروازه آهنین» (Task Force Iron Gate) با هدف مختل

#۳۹۰۲۷
وقوع حادثه برای یک کشتی در دریای عمان
خلاصهٔ منبع؛ متن صفحه دریافت نشده

وقوع حادثه برای یک کشتی در دریای عمان

سازمان عملیات تجارت دریایی انگلیس از دریافت گزارشی مبنی بر حمله به یک کشتی در دریای عمان خبر داد.

#۳۹۰۲۵
گفتمان ماخبر و روایت
Entekhab

ترامپ: دموکرات‌ها در حال تهدید افراد زیادی، از جمله دادستان کل ایالات متحده به استیضاح و انواع مجازات‌های دیگر هستند؛ این در حالی است که خودشان اذعان…

دونالد ترامپ می گوید که دموکرات‌ها در حال تهدید افراد زیادی، از جمله دادستان کل ایالات متحده و دیگران، به استیضاح و انواع مجازات‌های دیگر هستند؛ این د

#۳۹۰۲۰