به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، سلاح هستهای از نخستین روزهای ورود به عرصه جنگ، فقط یک ابزار نظامی نبود؛ انفجار بمبهای اتمی هیروشیما و ناگازاکی در اوت ۱۹۴۵، جهان را با ابعاد تازهای از ویرانی و کشتار روبهرو کرد.
به گزارش گفتمان ما به نقل از Tabnak،
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، سلاح هستهای از نخستین روزهای ورود به عرصه جنگ، فقط یک ابزار نظامی نبود؛ انفجار بمبهای اتمی هیروشیما و ناگازاکی در اوت ۱۹۴۵، جهان را با ابعاد تازهای از ویرانی و کشتار روبهرو کرد. از آن پس، نگرانی درباره تکرار چنین فاجعهای به یکی از موضوعات مهم در مناسبات بینالمللی تبدیل شد.
با آغاز جنگ سرد و شکلگیری رقابت تسلیحاتی میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، این نگرانی ابعاد گستردهتری پیدا کرد. دو قدرت بزرگ بهسرعت در مسیر توسعه زرادخانههای هستهای حرکت کردند و در مقابل، جنبشهای صلحطلب در کشورهای مختلف تلاش کردند مانع تبدیل رقابت سیاسی و نظامی به جنگی اتمی شوند.
ایران نیز از این فضای جهانی دور نماند. در سالهای پایانی دهه ۱۳۲۰ و آغاز دهه ۱۳۳۰، جمعی از شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور با تشکیل تشکلهایی در حمایت از صلح، مخالفت با جنگ و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی را به یکی از موضوعات فعالیت خود تبدیل کردند.
یکی از مهمترین رویدادهای جنبش جهانی صلح در آن سالها، انتشار بیانیه استکهلم بود. شورای جهانی صلح در ۱۹ مارس ۱۹۵۰، برابر با ۲۸ اسفند ۱۳۲۸، این بیانیه را با هدف ممنوعیت استفاده از سلاح اتمی منتشر کرد و از مردم جهان خواست با امضای آن، مخالفت خود را با جنگ هستهای اعلام کنند.
در این بیانیه، سلاح اتمی بهعنوان ابزاری برای کشتار جمعی معرفی شده بود و بر ضرورت ایجاد سازوکاری بینالمللی برای نظارت بر اجرای ممنوعیت استفاده از آن تأکید میشد. پیام اصلی بیانیه روشن بود: هیچ دولتی نباید اجازه داشته باشد برای نخستین بار علیه کشور دیگری از سلاح اتمی استفاده کند.
این فراخوان در کشورهای مختلف بازتاب یافت و جمعآوری امضا به یکی از شیوههای اصلی جلب حمایت عمومی تبدیل شد. در ایران نیز «جمعیت ایرانی هواداران صلح» برای همراه کردن افکار عمومی با این حرکت بینالمللی وارد میدان شد.
جمعیت ایرانی هواداران صلح در سال ۱۳۲۹ فعالیت خود را آغاز کرد. این تشکل در فضای سیاسی پیچیده ایران پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت؛ دورهای که تحولات داخلی، رقابت قدرتهای خارجی و نگرانی از گسترش جنگ سرد بر فضای عمومی کشور سایه انداخته بود.
ریاست اولیه این جمعیت را ملکالشعرای بهار، شاعر نامدار و چهره شناختهشده سیاسی، بر عهده داشت. در کنار او، افرادی چون دکتر سیدعلی شایگان، محمود هرمز، احمد لنکرانی، ابوالحسن حائریزاده، ابوالقاسم بختیار، احمد عقیلی، مرتضی قاسمی، محمدعلی حکمت و محمد رشاد نیز در این مجموعه حضور داشتند.
فعالیت جمعیت تنها به صدور اعلامیه محدود نبود. اعضای آن با برگزاری اجتماعات، انتشار مطالب و جمعآوری امضا تلاش میکردند موضوع صلح و مخالفت با سلاح اتمی را در فضای عمومی جامعه مطرح کنند. یکی از مهمترین برنامههای آنان نیز جلب حمایت شخصیتهای شناختهشده کشور از بیانیه استکهلم بود.
در میان چهرههایی که جمعیت ایرانی هواداران صلح برای حمایت از بیانیه استکهلم به سراغ آنان رفت، نام آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی دیده میشود؛ روحانی و فعال سیاسی شناختهشدهای که در آن سالها از نفوذ اجتماعی و سیاسی قابل توجهی برخوردار بود.
در گنجینه اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اعلامیهای از این جمعیت نگهداری میشود که متن بیانیه استکهلم را در کنار تصویر آیتالله کاشانی و نوشتهای از او درباره پیامدهای جنگ و استفاده از سلاح اتمی قرار داده است.
ساختار این سند نیز قابل توجه است؛ در قسمت بالای سمت راست، تصویر آیتالله کاشانی قرار دارد و در زیر آن، عبارتی برای ترغیب مردم به امضای بیانیه و حمایت از صلح نوشته شده است. در سمت چپ سند نیز مهر «جمعیت ایرانی هواداران صلح / تهران – ۱۳۲۹» دیده میشود.
اهمیت این مدرک تنها در ثبت نام یک شخصیت سیاسی در کنار یک کارزار صلحطلبانه نیست؛ بلکه نشان میدهد مخالفت با جنگ اتمی در آن مقطع، به موضوعی برای جلب مشارکت عمومی و همراه کردن گروههای مختلف اجتماعی تبدیل شده بود.
متن بیانیه استکهلم که در این اعلامیه درج شده، با تأکید بر ممنوعیت استفاده از سلاح اتمی آغاز میشود: «ما میخواهیم استعمال سلاح اتمی یعنی سلاح وحشتزائی که وسیله کشتار دستهجمعی مردم است مطلقاً ممنوع گردد. ما میخواهیم نظارت بینالمللی و تحقیقی برقرار شود تا اجرای آئین منع استعمال سلاح اتمی را تأمین کند. ما یقین داریم هر دولتی که در استعمال سلاح اتمی بر ضد کشور دیگری پیشدستی نماید جنایتی به زیان بشریت مرتکب میگردد و، چون جنایتکار جنگ با او رفتار خواهد شد. ما کلیه مردمان خیرخواه جهان را به امضای این بیانیه دعوت میکنیم.»
آیتالله کاشانی نیز در نوشتهای کوتاه، مخالفت خود را با جنگ و بهویژه استفاده از سلاح اتمی اعلام کرده است: «اساساً جنگ به خصوص استعمال اسلحه اتمی باعث بدبختی نوع بشر و تقلیل نفوس و انواع مصائب در عالم است با بروز جنگ در هر نقطه از نقاط عالم باید مخالفت نمود. الصلح خیر. سید ابوالقاسم کاشانی»
در بخش دیگری از اعلامیه، جمعیت ایرانی هواداران صلح با استناد به همین موضعگیری، از مخاطبان خود میخواهد فارغ از مذهب و مسلک، با امضای بیانیه استکهلم به کارزار صلح بپیوندند: «پیشوای بزرگ اسلام، حضرت آیتالله کاشانی میفرمایند با بروز جنگ در هر نقطه عالم باید مخالفت نمود ـ خواننده عزیز ـ در هر مذهب و مسلک هستی با امضای بیانیه استکهلم به هواداری صلح برخیز.»
امروز که بحث تهدیدهای هستهای و احتمال استفاده از سلاحهای کشتار جمعی بار دیگر در فضای رسانهای جهان مطرح شده، بازخوانی این سند تاریخی میتواند تصویری از سابقه حضور اندیشه صلحطلبی در فضای سیاسی و اجتماعی ایران ارائه کند.
اعلامیه سال ۱۳۲۹ نشان میدهد که نگرانی درباره پیامدهای انسانی جنگ اتمی، دههها پیش نیز در میان بخشی از شخصیتهای سیاسی و مذهبی ایران وجود داشته است. حمایت آیتالله کاشانی از بیانیه استکهلم نیز نمونهای از همراهی یک چهره اثرگذار مذهبی با کارزاری بینالمللی برای مخالفت با استفاده از سلاح اتمی است.
این سند، در کنار ثبت یک موضع تاریخی، یادآور حقیقتی است که از زمان انفجار بمبهای اتمی در ژاپن تاکنون بارها تکرار شده است: پیامدهای جنگ هستهای به مرزهای جغرافیایی و اختلافات سیاسی محدود نمیماند و قربانیان آن، پیش از هر چیز، انسانها هستند.

