دارالذکر این روزها میزبان روایت آدمهایی است که هرکدام با دلتنگی، آرزو و حرفی ناگفته آمدهاند تا به شیوه خودشان سلامی به رهبر شهید بدهند.
به گزارش گفتمان ما به نقل از خبرگزاری مهر - تلگرام،
این داغ همچنان ما را میسوزاند
دارالذکر این روزها میزبان روایت آدمهایی است که هرکدام با دلتنگی، آرزو و حرفی ناگفته آمدهاند تا به شیوه خودشان سلامی به رهبر شهید بدهند.
آنقدر چشمهایش از گریه سرخ شده بود که برای گفتوگو چند لحظهای مردد شدم. سر صحبت را که باز کردم، گفت: «بغض دارم، نمیتونم صحبت کنم.» چند ثانیهای به چشمهایش زل زدم. گفتم: «میدونم، اما این لحظات و احساسات باید ثبت بشه. باید مردمِ امروز و آینده بدونن ما چرا میایم اینجا و این گریهها و غمها برای چیه.» دوباره به چشمهای تیره و سرخش نگاه کردم. امتداد نگاهش به دارالذکر میرسید. انگار داشت از امامش اذن صحبت میگرفت.
توی صف رسیدن به مزار رهبر شهید ایستاده بودم. صدای همهمه در فضا پیچیده بود. هر فرد حال خودش را داشت؛ یکی زیر لب دعا میخواند، یکی اشک میریخت و یکی با چشمهای خیس، آرامآرام جلو میرفت. صدای گریه و راز و نیاز مردم باهم یکی شده بود. #مجله_مهر
📡


