به گزارش خبرنگار تابناک در استان یزد، این استان از نخستین استانهایی است که نام آن با درمان نوین ناباروری در ایران گره خورده است.
به گزارش گفتمان ما به نقل از Tabnak،
به گزارش خبرنگار تابناک در استان یزد، این استان از نخستین استانهایی است که نام آن با درمان نوین ناباروری در ایران گره خورده است. تولد نخستین نوزاد حاصل از لقاح خارج رحمی (IVF) کشور در هشتم دیماه ۱۳۶۹ در این شهر، نقطه آغاز مسیری بود که امروز این استان را به یکی از مراکز مهم علمی و درمانی حوزه تولیدمثل در کشور و منطقه تبدیل کرده است. اما در کنار این دستاورد پزشکی، آمارهای جدید مرکز رصد جمعیت ادارهکل ثبتاحوال یزد، تصویری متفاوت از رفتار جمعیتی خانوادهها ترسیم میکند؛ تصویری که نشان میدهد فاصله میان ازدواج تا تولد فرزند اول بهطور میانگین ۴.۴ سال، فاصله فرزند اول تا دوم ۵.۷ سال و فاصله فرزند دوم تا سوم ۶.۸ سال است. این ارقام در کنار میانگین سن ازدواج مردان (۲۹.۳ سال) و زنان (۲۴.۸ سال)، که توسط مرکز رصد جمعیت اداره کل ثبت و احوال یزد، منتشر شده است، یک مسئله مهم را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد: چرا استانی که در درمان ناباروری چنین ظرفیت علمی و تخصصی دارد، در تبدیل ظرفیت پزشکی به پویایی جمعیت با چالش مواجه است؟ از تولد نخستین نوزاد IVF تا ۴۵ هزار تولد درمانی جایگاه یزد در درمان ناباروری صرفاً یک عنوان تبلیغاتی نیست. بر اساس گزارش منتشرشده از اظهارات مدیر پژوهشکده علوم تولیدمثل یزد در تیرماه ۱۴۰۳، از آغاز فعالیت این مجموعه در سال ۱۳۶۸ تاکنون، حدود ۴۵ هزار فرزند حاصل از درمان ناباروری در این مرکز متولد شدهاند. همچنین این مجموعه در حوزه آموزش و تربیت نیروی متخصص، ۴۸ فلوشیپ نازایی، ۴۲ دانشآموخته دکتری تخصصی و دو فلوشیپ آندرولوژی تربیت کرده است؛ ظرفیتی که نشان میدهد نقش یزد تنها به ارائه خدمات درمانی محدود نمانده و در توسعه دانش تولیدمثل کشور نیز اثرگذار بوده است. در گزارشهای پیشین برخی خبرگزاریهای رسمی کشور، نیز از مراجعه روزانه بیش از ۱۵۰ زوج به مرکز ناباروری یزد و ارائه خدمات به بیماران کشورهای عراق، افغانستان، سوریه و جمهوری آذربایجان خبر داده شده است. در همان گزارش، سهم مراجعه زوجهای نابارور کشور به این مرکز بیش از ۳۲ درصد اعلام شده بود؛ آماری مربوط به سال ۱۴۰۰ که نباید آن را به وضعیت فعلی تعمیم داد. این ظرفیت علمی و درمانی، یزد را به یکی از بازیگران مهم درمان ناباروری در سطح کشور و منطقه تبدیل کرده است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا زیرساختهای موجود متناسب با این جایگاه توسعه یافتهاند؟ فاصله هفتساله تا فرزند سوم؛ زنگ خطر جدیتر میشود بررسی جزئیات آمار ثبتاحوال در شهرستانهای استان نیز نشان میدهد این فاصلهها در همه مناطق یکسان نیست. در فاصله ازدواج تا تولد فرزند اول، ابرکوه با ۶ سال و بهاباد با ۵.۲ سال بالاترین ارقام را دارند. در فاصله تولد فرزند اول تا دوم، یزد و خاتم با ۶ سال در صدر قرار گرفتهاند و در فاصله تولد فرزند دوم تا سوم، بافق و ابرکوه با ۷.۱ سال بیشترین فاصله را ثبت کردهاند. نکته قابل تأمل آن است که فاصله تولد فرزند دوم تا سوم در تمام شهرستانهای مورد بررسی بیش از ۶ سال است. این موضوع اگرچه بهتنهایی اثباتکننده کاهش تمایل به فرزند سوم نیست، اما میتواند نشانهای از طولانیتر شدن تصمیمگیری خانوادهها برای ادامه فرزندآوری باشد. در چنین شرایطی، افزایش سن ازدواج نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه طولانی شدن فاصله تولدها در کنار شروع دیرتر زندگی مشترک، فرصت زمانی خانوادهها برای داشتن فرزندان بیشتر را محدود میکند. قطب درمان ناباروری، گرفتار محدودیت زیرساختی! شاید یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای ماجرا، وضعیت زیرساختهای همان مرکزی باشد که نام یزد را در درمان ناباروری کشور و منطقه مطرح کرده است. در تیرماه ۱۴۰۳، مدیر پژوهشکده علوم تولیدمثل یزد از نیمهتمام ماندن ساختمان جدید این مرکز در زمینی به مساحت ۱۵ هزار مترمربع خبر داد و هزینه مورد نیاز برای تکمیل آن را هزار میلیارد ریال اعلام کرد. این در حالی است که در مهرماه ۱۴۰۵ نیز از فرسودگی ساختمان فعلی، محدودیت فضای فیزیکی و افزایش مراجعات خبر داده و مطرح شده که پیگیری دریافت مجوز ماده ۲۳ برای احداث ساختمان جدید در دستور کار استانداری و دانشگاه علوم پزشکی قرار گرفته است. به عبارت دیگر، مرکزی که دهها هزار تولد حاصل از درمان ناباروری را در کارنامه دارد و بیماران داخلی و خارجی را پذیرش میکند، همچنان با مسئله توسعه زیرساختهای خود روبهروست. این وضعیت یک مطالبه جدی را مطرح میکند: چگونه میتوان از ظرفیت علمی و اعتبار بینالمللی یزد برای توسعه گردشگری سلامت و افزایش خدمات درمان ناباروری سخن گفت، اما برای تکمیل زیرساختهای اصلی این حوزه با کندی مواجه بود؟ درمان ناباروری کافی نیست؛ چرا فرزندآوری به تأخیر میافتد؟ البته نباید میان ناباروری و کاهش تمایل به فرزندآوری خلط کرد. زوجی که برای درمان ناباروری مراجعه میکند، الزاماً با زوجی که به دلایل اقتصادی یا اجتماعی تصمیم به داشتن فرزند کمتر گرفته، شرایط یکسانی ندارد. اما همین تفاوت، ضرورت توجه همزمان به دو مسئله را بیشتر میکند. از یک سو، توسعه خدمات ناباروری، حمایت بیمهای، کاهش هزینههای درمان و دسترسی عادلانه به روشهای کمکباروری اهمیت دارد و از سوی دیگر، مسکن، اشتغال پایدار، هزینههای تربیت فرزند، امنیت اقتصادی و امکان جمع میان مسئولیت شغلی و خانوادگی، بر تصمیم زوجها برای فرزندآوری تأثیر میگذارد. نمیتوان از خانوادهای که برای تأمین هزینههای زندگی فرزند اول و دوم با دشواری مواجه است، صرفاً با توصیه و شعار انتظار فرزند سوم داشت. همانطور که نمیتوان موفقیت یک مرکز درمان ناباروری را بهتنهایی معیاری برای موفقیت سیاستهای جوانی جمعیت دانست. یک تناقض و چند پرسش بیپاسخ یزد امروز سرمایهای ارزشمند در حوزه درمان ناباروری دارد؛ سرمایهای که حاصل چند دهه تلاش علمی، پزشکی و پژوهشی است و میتواند علاوه بر درمان بیماران، به توسعه گردشگری سلامت و تقویت جایگاه علمی کشور کمک کند. با این حال، آمارهای ثبتاحوال نشان میدهد فاصله تولد فرزندان در این استان طولانی شده و میانگین فاصله تولد فرزند دوم تا سوم به ۶.۸ سال رسیده است. اکنون پرسش این است که سهم حمایتهای اقتصادی و اجتماعی از خانوادهها در کنار پیشرفتهای پزشکی چقدر است؟ آیا وضعیت تسهیلات درمان ناباروری و پوشش بیمهای آن متناسب با نیاز زوجهاست؟ چرا ساختمان جدید مرکز ناباروری با وجود اهمیت ملی و منطقهای آن هنوز به سرانجام نرسیده و چه برنامه مشخصی برای رفع موانع فرزندآوری خانوادههای جوان وجود دارد؟ واقعیت این است که یزد برای درمان ناباروری به دستاوردهای بزرگی رسیده، اما برای جوانی جمعیت هنوز با پرسشهای جدی روبهروست. اگر قرار است این استان در حوزه جمعیت نیز به موفقیتی متناسب با جایگاه علمی خود برسد، باید در کنار توسعه درمان ناباروری، موانع اقتصادی و اجتماعی فرزندآوری را نیز جدی بگیرد؛ چراکه تولد فرزند تنها به توان پزشکی وابسته نیست، بلکه به امید خانوادهها به آینده نیز گره خورده است.

