مقدمه: انتخابات آمریکا، آنگونه که رسانههای غربی میخواستند نشان دهند، نبردی میان دو حزب نبود؛ همهپرسیای بود علیه سیاستهای ویرانگر ترامپ و همدستانش.
به گزارش گفتمان ما به نقل از Tabnak،
مقدمه: انتخابات آمریکا، آنگونه که رسانههای غربی میخواستند نشان دهند، نبردی میان دو حزب نبود؛ همهپرسیای بود علیه سیاستهای ویرانگر ترامپ و همدستانش. مردمی که دو سال پیش با وعدههای پوچ او فریب خورده بودند، اینبار به دموکراتها پناه آوردند؛ نه از سر عشق به دموکراتها، که از سر نفرت از ترامپ. و در این میان، آنکه بیآنکه در صندوقهای رأی آمریکا حاضر باشد، برندهی واقعی میدان شد، جمهوری اسلامی ایران بود. جمهوریخواهان: شکستِ ترامپ و همدستانش جمهوریخواهان شکست خوردند، و این شکست، پیش از آنکه شکست یک حزب باشد، شکست شخصِ ترامپ و حلقهی همدستانش بود. ترامپ در ماههای منتهی به انتخابات، دهها گردهمایی برگزار کرد و از حامیانش خواست «تصور کنند او در برگهی رأی است». اما مردم آمریکا این تصور را جدی گرفتند؛ و رأی دادند. آنان نه به نام دموکراتها، که علیه ترامپ رأی دادند. نتیجه، شکستی تاریخی بود: دموکراتها نه تنها مجلس نمایندگان، بلکه سنا را نیز به دست گرفتند. کانزاس برای نخستین بار در نزدیک به یک قرن، سناتور دموکرات انتخاب کرد. تگزاس، قلعهی جمهوریخواهان، هم کرسی سنا و هم کرسی فرمانداری را از دست داد. کارولینای جنوبی، ایالتی که ترامپ در ۲۰۲۴ با اختلاف ۱۸ درصد برده بود، به دموکراتها رسید. اینها نشانههای یک شکست تمامعیار است. و ترامپ خود نیز به آن اعتراف کرد؛ هرچند با همان لحن همیشگیِ بیمسئولیتی. او در گفتوگو با فاکس نیوز پذیرفت که «جنگ با ایران» در این شکست نقش داشته است. و در همان حال، در شبکهی اجتماعی خود نوشت: «من در برگهی رأی نبودم؛ اگر بودم، با اختلاف زیاد برنده میشدیم». این سخن، اعتراف تلخی است: ترامپ میداند که مردم آمریکا او را رد کردند، اما حاضر نیست مسئولیتش را بپذیرد. دموکراتها: پناهگاهِ ناگزیر دموکراتها پیروز شدند، اما این پیروزی از آنِ آنان نبود؛ امانتی بود که مردم آمریکا به دستشان سپردند تا از ترامپ خلاص شوند. دموکراتها پیشتر نیز تلاش کرده بودند و موفق نشده بودند؛ گفتمانشان سالها رنگ باخته بود و اعتمادی که از دست رفته بود، بهسادگی باز نمیگشت. اما اینبار، شرایط فرق میکرد: تورم سرسامآور، گرانی بنزین و مواد غذایی، و جنگی بیحاصل با ایران، زندگی روزمرهی آمریکاییها را به ستوه آورده بود. مردم آمریکا به دموکراتها پناه آوردند، نه به این دلیل که به آنان ایمان داشتند، بلکه به این دلیل که راه دیگری نداشتند. آنان میخواستند به ترامپ «نه» بگویند، و دموکراتها تنها ابزارِ در دسترس برای این «نه» بودند. رئیسجمهور آمریکا خود این حقیقت را به شکلی ناخواسته تأیید کرد: «من این را شکست خودم نمیدانم». اما مردم آمریکا دقیقاً همین را میگفتند: این شکستِ تو بود. ایران: برندهی خاموش و اما پیروزی ایران. این پیروزی نه در شمارش آرا، که در منطق حوادث نهفته است. آنچه جمهوریخواهان را به ورطهی شکست کشاند، جنگ با ایران بود؛ جنگی که ترامپ و همدستانش آغاز کردند، و مردم آمریکا آن را رد کردند. رئیس مجلس شورای اسلامی، جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف، در واکنش به نتیجهی انتخابات نوشت: «چه از روی وجدان و چه از فشار خرج و مخارج زندگی، مردم آمریکا به جنگ " نه " گفتند و ما هم این پیام را تأیید میکنیم». این سخن، نه شعار، که خوانشِ دقیقِ یک واقعیت است. مردم آمریکا با رأی خود اعلام کردند که سیاستهای ترامپ در قبال ایران را نمیپذیرند. آنان جنگ با ایران را عامل گرانی و بحران معیشتی میدانستند و ترامپ خود اعتراف کرد که این جنگ در شکست جمهوریخواهان مؤثر بوده است. بنابراین، ایران نه با توطئه، نه با دخالت، بلکه با ایستادگی و مقاومت خود، به پیروزی رسید: دشمنی که به جنگ با ایران برخاست، در خانهی خودش شکست خورد. و این پیروزی، پیامی برای ترامپ و همدستانش دارد: اگر به شرارتهایشان ادامه دهند، مرحلهی بعدی فروپاشی ایالات متحدهی آمریکا خواهد بود. قالیباف نیز هشدار داد که اگر دولت آمریکا «به خواست عمومی مردم خود خیانت کند تا به اربابان و باجگیران بینالمللی خدمت کند، خواهد فهمید پاسخ ما به کابوسی برای دولت آمریکا تبدیل خواهد شد». این هشدار، نه از موضع ضعف، که از موضع قدرت بیان شده است. مرحلهی بعدی: فروپاشی آمریکایی که امروز با قطبیشدگی بیسابقه، بحران اقتصادی و بیاعتمادی عمومی دستوپنجه نرم میکند، توان تحمل یک ماجراجویی دیگر را ندارد. شکست جمهوریخواهان، نشانهی خستگی مردم آمریکا از سیاستهای ماجراجویانه است.
