جنایتهای جنگی در غزه مایکل والزر را به بازنگری در یکی از اصول بنیادینش واداشت.
به گزارش گفتمان ما به نقل از Asr Iran،
جنایتهای جنگی در غزه مایکل والزر را به بازنگری در یکی از اصول بنیادینش واداشت.
جوردی گراوپرا، نیویورکر — مایکل والزر، فیلسوف سیاسی سرشناس، در سال ۱۹۷۷ کتاب «جنگهای عادلانه و ناعادلانه» را منتشر کرد؛ کتابی که میکوشید معیارهای اخلاقیِ درست و نادرست را در جنگ روشن کند: هم درباره دلایل آغاز جنگ و هم درباره شیوهای که جنگ پیش برده میشود. در نزدیک به پنجاه سالی که از انتشار این اثر میگذرد، هیچ کتاب دیگری در این حوزه به نفوذ و تأثیرگذاری آن نرسیده است.
اصول بنیادین کتاب چندان پیچیده نیستند: دفاع از کشور خود در برابر تهاجم عادلانه است؛ اما حمله به کشوری که به شما حمله نکرده، ناعادلانه است؛ هرچند والزر برای این اصل استثناهایی نیز قائل میشود که عمدتاً به دلایل بشردوستانه مربوطاند. پذیرفتن برخی خطرها برای جلوگیری از کشتهشدن غیرنظامیان عادلانه است؛ اما بمباران بیمحابای شهرها با هدفِ وادارکردنِ دشمن به تسلیمْ ناعادلانه است.
اصل بعدی این است که دلایل موجه برای آغاز جنگ -آنچه فیلسوفان (jus ad bellum) مینامند- باید از معیارهای اخلاقیِ حاکم بر شیوه جنگیدن یا (jus in bello)، جدا بماند. اما جنگ غزه والزر را واداشت در این اصل بنیادین کتابش تجدیدنظر کند. ستونی که نزدیک به نیم قرن نظریه او را سرپا نگه داشته بود، یعنی جدایی میان این دو مفهوم، دیگر استحکام سابق را نداشت.
والزر تا پیش از عملیات انفجار پیجرها به دست اسرائیل، از مدافعان حمله اسرائیل به غزه بود. از نظر او، برخی اقداماتی که ناعادلانه به نظر میرسیدند، لزوماً ناعادلانه نبودند. در سپتامبر ۲۰۲۴، هزاران دستگاه پیجر که عوامل اسرائیلی در آنها مواد منفجره کار گذاشته بودند، در لبنان منفجر شدند. این انفجارها دهها کشته و هزاران مجروح بر جای گذاشت. والزر مقالهای برای روزنامه نیویورکتایمز نوشت و این انفجارها را «حملات تروریستی» و «به احتمال بسیار زیاد جنایت جنگی» خواند.
والزر که تا آن زمان حمله اسرائیل به غزه را عادلانه میدانست، اعتراف کرد که بهتدریج این احتمال را در نظر میگرفت که شاید نحوه پیشبرد جنگ چنان بیمحابا و بیملاحظه باشد که حتی توجیهات آغازین آن را هم زیر سؤال ببرد. با ادامه جنگ، برای والزر روشن شد که دولت اسرائیل قصد دارد غزه را به همان شیوهای به اشغال خود درآورد که کرانه باختری را اشغال کرده است. او گفت: «جنگ زمانی ناعادلانه شد که روشن شد هدف نهایی اسرائیل ناعادلانه است.»
در گفتوگویی که با والزر داشتم، از او پرسیدم آیا واکنش اولیه اسرائیل به حملات ۷ اکتبر مصداق جنایت جنگی بود؟ او پاسخ داد: «به نظر من، با محاصره طولانیمدت غزه، بله. موسی بن میمون، بزرگترین فیلسوف یهودیت، جملهای بهیادماندنی دارد که یکی از جملههای محبوب من است: "وقتی شهری را محاصره میکنید، نباید آن را از هر چهار طرف در محاصره بگیرید؛ محاصره فقط از سه طرف مجاز است." اما غزه از هر چهار طرف در محاصره است».
و سپس ادامه داد: «بیشتر جنگها حتی به ابعادی نزدیک به کشتار در غزه هم نمیرسند. حتی درباره بمبارانهای آتشزای شهرهای آلمان، که آنها را جنایت جنگی میدانستم، حالا از خودم میپرسم: اگر این بمبارانها همینطور ادامه پیدا میکردند و به کشتاری در ابعاد پنج برابر فاجعه درسدن میانجامیدند، آیا باز هم میتوانستم بگویم این کار درست است؟ ».
آنچه خواندید برگرفته از مطلب «A Philosopher of War Changes His Mind» نوشته جوردی گراوپرا است که در تاریخ ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ در نیویورکر منتشر شده است.
