به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رابطه ایران و آمریکا خیلی زود به یکی از مهمترین میدانهای منازعه سیاسی تبدیل شد؛ از کودتای ۲۸ مرداد و سابقه حمایت آمریکا از رژیم پهلوی تا بحران سفارت آمریکا و تسخیر لانه جاسوسی.
به گزارش گفتمان ما به نقل از Tabnak،
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رابطه ایران و آمریکا خیلی زود به یکی از مهمترین میدانهای منازعه سیاسی تبدیل شد؛ از کودتای ۲۸ مرداد و سابقه حمایت آمریکا از رژیم پهلوی تا بحران سفارت آمریکا و تسخیر لانه جاسوسی. در میانه این تحولات، نام شهید آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی نیز به دلیل برخی دیدارهای سیاسی پیش از تسخیر سفارت، در معرض اتهام و جوسازی مخالفان قرار گرفت؛ اتهاماتی که بعدها با انتشار روایتهایی درباره «اسناد بهشتی» شدت گرفت. اما خود شهید بهشتی در سخنان مختلف، نهتنها اصل برخی ملاقاتها را انکار نکرد، بلکه بر انتشار کامل اسناد تأکید کرد و توضیح داد که گفتوگو با نمایندگان دشمن، در مقطعی مشخص، از نگاه او اقدامی تاکتیکی برای شناخت دشمن و نشان دادن اقتدار نیروهای انقلاب بوده است. وقتی رابطه ایران و آمریکا از دیپلماسی به تقابل رسید روایت این ماجرا را باید در فضای ملتهب ماههای نخست انقلاب دنبال کرد؛ دورانی که ایران در حال عبور از ساختار سیاسی رژیم پهلوی و تثبیت نظام جدید بود و همزمان آمریکا تلاش میکرد منافع و جایگاه خود را در ایران حفظ کند. بر اساس اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اختلاف و تقابل ایران و آمریکا تنها به سالهای پس از انقلاب محدود نبود و سابقه آن به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بازمیگشت؛ اما پس از پیروزی انقلاب، این رویارویی وارد مرحله تازهای شد و از عرصه سیاسی به حوزههای امنیتی، اطلاعاتی و نظامی نیز کشیده شد. در چنین فضایی، مسئله ارتباط و مذاکره با آمریکا به یکی از حساسترین موضوعات سیاسی کشور تبدیل شد. یکی از مهمترین دیدارهای پیش از تسخیر سفارت آمریکا، ملاقات مهدی بازرگان، نخستوزیر دولت موقت، و ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه وقت، با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا، در الجزایر بود. این دیدار در آبان ۱۳۵۸ و در شرایطی انجام شد که آمریکا به محمدرضا پهلوی پناهندگی داده بود. چند روز بعد، دانشجویان پیرو خط امام سفارت آمریکا در تهران را تسخیر کردند و ماجرایی شکل گرفت که ۴۴۴ روز ادامه یافت و به یکی از نقاط عطف تاریخ روابط ایران و آمریکا تبدیل شد. اسناد سفارت و شکلگیری یک پرونده سیاسی پس از ورود دانشجویان به سفارت آمریکا، اسناد و مکاتبات موجود در آنجا به تدریج در معرض افکار عمومی قرار گرفت. این اسناد، بنا بر روایت متن، بخشی از ارتباطات و تلاشهای سفارت آمریکا برای ارتباط با برخی فعالان سیاسی و اعضای شورای انقلاب را آشکار کرد. در همین میان، نام شهید آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی نیز مطرح شد؛ نامی که به دلیل جایگاه او در شورای انقلاب و نقش سیاسیاش، بیش از بسیاری دیگر مورد توجه قرار گرفت. اما نکته مهم این بود که «اسناد مربوط به بهشتی» آنگونه که مخالفان او ادعا میکردند، در اختیار افکار عمومی قرار نگرفت. متن مورد بررسی میگوید این موضوع، خود به زمینهای برای شکلگیری شایعات و جوسازیهای سیاسی علیه بهشتی تبدیل شد؛ بهخصوص از سوی سازمان مجاهدین خلق و مخالفان حزب جمهوری اسلامی. از شایعه تا ادعای «خط سازش» یکی از بسترهای شکلگیری این اتهامات، اظهارات مبهم برخی اعضای نهضت آزادی درباره ملاقاتهای خود با مسئولان سفارت آمریکا و ژنرال هایزر بود. آنها از حضور «افراد دیگری» در برخی دیدارها سخن گفته بودند و همین موضوع، زمینه طرح نام برخی چهرههای شورای انقلاب را فراهم کرد. در ادامه، شیخ علی تهرانی در نامهای به امام خمینی(ره) در دیماه ۱۳۵۸، نام شهید بهشتی، آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمی را در کنار موضوع پرونده امیرانتظام مطرح کرد. یک سال بعد نیز هفتهنامه مجاهد در مطلبی با عنوان «ماجراهای پشتپرده گروگانگیری»، ادعاهایی درباره جزئیات تسخیر سفارت آمریکا منتشر کرد و تصویری از چرکنویس ترجمه سندی درباره دیدار شهید بهشتی با مأموران سفارت را منتشر کرد. در نتیجه، مسئلهای که میتوانست با انتشار اسناد و بررسی دقیق آنها روشن شود، به یکی از ابزارهای جدال سیاسی میان گروههای مختلف تبدیل شد. واکنش متفاوت بهشتی؛ «اوراق را منتشر کنید» اما واکنش شهید بهشتی به این اتهامات قابل توجه بود. او برخلاف رویکردی که میتوانست بر تکذیب کلی یا جلوگیری از انتشار اسناد استوار باشد، خواستار انتشار اسناد مربوط به خود شد. در گزارشی که روزنامه جمهوری اسلامی در ۲۴ بهمن ۱۳۵۸ از سخنرانی او منتشر کرد، بهشتی تأکید داشت که اسناد لانه جاسوسی درباره چهرهها و گروههای مختلف باید منتشر شود تا مردم بتوانند آنها را ببینند و درباره محتوای آنها قضاوت کنند. او در همان سخنرانی، مسئله اصلی را نه صرفاً «ملاقات با یک آمریکایی»، بلکه محتوای ملاقات، هدف آن و موضعی دانست که فرد ایرانی در برابر نماینده آمریکا اتخاذ کرده است. دو نگاه اصلی نسبت به مذاکره با دشمن بهشتی در توضیح دیدگاه خود درباره ملاقات با نمایندگان خارجی، از وجود دو نگاه در میان نیروهای انقلاب سخن گفت.نگاه نخست این بود که پس از انقلاب، هرگونه ملاقات و گفتوگو با نمایندگان دشمن باید رد شود. نگاه دوم، که بهشتی خود را حامی آن معرفی میکرد، بر این اساس بود که اگر دشمن میخواهد با نیروهای انقلاب گفتوگو کند، میتوان از این فرصت برای شناخت مواضع و برنامههای او استفاده کرد. او هدف چنین ملاقاتهایی را دو مسئله عنوان کرده بود: نخست، شناخت مستقیم و نزدیک دشمن و دوم، نشان دادن آگاهی سیاسی، قدرت روحی و اعتمادبهنفس نیروهای انقلاب. بهشتی حتی تأکید کرده بود که دشمن باید از نزدیک احساس کند با طرفی قدرتمند روبهرو است و این نوع مواجهه میتواند بخشی از یک تاکتیک سیاسی باشد. روایت بهشتی از ملاقاتهایش شهید بهشتی در ادامه توضیحات خود گفت که پس از تشکیل شورای انقلاب، سیاستمداران داخلی و خارجی، سران ارتش و گروههای مختلف برای دیدار با اعضای شورا درخواست ملاقات میکردند. او تأکید کرد که در مواجهه با این درخواستها، شخصاً معتقد بوده است که نباید لزوماً همه ملاقاتها رد شود؛ بلکه در شرایطی که ممکن است اطلاعاتی از این طریق به دست آید یا بتوان مواضع انقلاب را به طرف مقابل نشان داد، میتوان از این فرصت استفاده کرد. بهشتی حتی از نحوه تعیین محل برخی دیدارها سخن گفت و تأکید کرد که در مواردی برای نشان دادن اعتمادبهنفس، حاضر به پذیرش محل ملاقات تحمیلی نبوده است. او همچنین گفت که اسناد لانه جاسوسی احتمالاً گزارشهایی درباره این درخواستها، ملاقاتها و محتوای آنها در خود دارد. روایت یک ملاقات با یک آمریکایی یکی از بخشهای قابل توجه روایت بهشتی، توضیح او درباره ملاقات با فردی آمریکایی بود که خود را ایرانشناس و علاقهمند به ایران معرفی میکرد.بهشتی میگوید این فرد از او درباره جایگاه امام خمینی(ره)، تعداد مقلدان ایشان و جایگاه ایشان در میان مراجع پرسش کرده بود. بهشتی نیز در پاسخ، درباره نقش امام خمینی(ره) در انقلاب و جایگاه ویژه او سخن گفته بود. بهشتی در ادامه این خاطره، با اشاره به محتوای چنین دیدارهایی تأکید کرد که اگر اسناد مربوط به این ملاقاتها در لانه جاسوسی وجود دارد، باید منتشر شود تا مردم آنها را ببینند و درباره هدف و نتیجه این دیدارها قضاوت کنند. آیا ملاقات با آمریکا به معنای عبور از خط امام بود؟ یکی از پرسشهای مستقیم از شهید بهشتی این بود که چگونه میتوان ملاقاتهای اعضای شورای انقلاب با آمریکاییها را با موضع امام خمینی(ره) درباره قطع ارتباط با آمریکا جمع کرد.پاسخ بهشتی بر یک تفکیک زمانی استوار بود. او توضیح داد که برخی ملاقاتها پیش از صدور دستور صریح امام برای منع هرگونه تماس با آمریکا انجام شده بود. بهشتی همچنین گفت که پس از آنکه شورای انقلاب درباره ورود برخی هیئتهای آمریکایی تصمیم گرفت و موضوع به امام منتقل شد، امام خمینی(ره) با ورود آنها مخالفت کردند و دستور دادند این افراد بازگردند. به گفته بهشتی، پس از آن نیز تماسهای دیگری پیشنهاد شد، اما در نهایت دستور امام درباره منع هرگونه تماس ابلاغ شد و از آن زمان به بعد چنین ارتباطی انجام نشد. یک سال بعد؛ پاسخ دوباره به اتهامها این موضوع حتی یک سال بعد نیز همچنان محل پرسش بود. در ۲۵ بهمن ۱۳۵۹، بار دیگر درباره اسناد مربوط به ملاقات شهید بهشتی با مقامات آمریکایی از او سؤال شد. بهشتی در پاسخ، اصل ملاقات را انکار نکرد و گفت در دوره مسئولیتش در شورای انقلاب، آمریکاییها و نمایندگان سیاسی خارجی با اعضای شورا دیدارهایی داشتهاند؛ اما تأکید کرد که مسئله اصلی، محتوای این دیدارهاست: اینکه آمریکاییها چه گفتهاند، طرف ایرانی چه گفته و هدف هر دو طرف چه بوده است. او بار دیگر پیشنهاد کرد اسناد مربوط به آن دوره با دقت بررسی شود و مردم به جای قضاوت بر اساس شایعات و روایتهای سیاسی، خود اسناد را مطالعه کنند. پاسخ بهشتی به روایت «سازش» شهید بهشتی در همان گفتوگو، مسئله را فراتر از یک پرونده شخصی دانست و به مواضع سیاسی خود اشاره کرد. او با یادآوری مواضع ضدآمریکایی خود، استدلال کرد که موضع خصمانه آمریکا در قبال نیروهای انقلاب، خود نشاندهنده ماهیت اختلاف میان دو طرف است. در روایت ارائهشده در متن مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بهشتی تأکید داشت که اختلاف او با آمریکا ناشی از مواضع ضد امپریالیستی و انقلابی او بوده است و این موضع را مربوط به گذشته، حال و آینده میدانست. پروندهای که همچنان نیازمند خواندن اسناد است ماجرای شهید بهشتی و ادعاهای مطرحشده درباره دیدار او با آمریکاییها، در نهایت یک نمونه از پیچیدگی فضای سیاسی ماههای نخست پس از انقلاب است؛ دورهای که همزمان با شکلگیری نهادهای جدید جمهوری اسلامی، رقابت شدید گروههای سیاسی و بحران رابطه با آمریکا همراه بود. آنچه در روایت و سخنان خود بهشتی برجسته است، تأکید مکرر او بر انتشار اسناد، بررسی محتوای ملاقاتها و قضاوت بر اساس مدارک است. او اصل برخی دیدارها را در دوره پیش از ممنوعیت تماس با آمریکا پذیرفته بود، اما هدف آن را در چارچوب شناخت دشمن، ارزیابی مواضع او و نمایش قدرت و اعتمادبهنفس نیروهای انقلاب توضیح داده است. از همین منظر، بازخوانی این پرونده تاریخی بیش از آنکه صرفاً بازگویی یک اختلاف سیاسی قدیمی باشد، یادآور جدالی است که از همان نخستین سالهای انقلاب بر سر مرز میان گفتوگوی تاکتیکی، مذاکره سیاسی و سازش با آمریکا شکل گرفت؛ جدالی که شهید بهشتی در پاسخ به آن، بارها بر یک راه تأکید کرد: اسناد منتشر شود و قضاوت بر مبنای متن اسناد صورت گیرد.

