اقتصاد خوانده است و یک بار در جریان رقابتهای انتخاباتی سال ۱۴۰۰ گفته بود که رسالهاش مربوط به پول و اعتبار بوده و با معدل ۱۹ و خوردهای قبول شده است.
به گزارش گفتمان ما به نقل از Khabar Online،
اقتصاد خوانده است و یک بار در جریان رقابتهای انتخاباتی سال ۱۴۰۰ گفته بود که رسالهاش مربوط به پول و اعتبار بوده و با معدل ۱۹ و خوردهای قبول شده است. موضوعی که نشان میدهد که محسن رضایی در کنار سابقههای سیاسی و نظامی خود، تلاش کرده تا با توجه به موضوعات اقتصادی، دیدگاه و برنامههای خودش را ارائه کند. هرچند که گلایه او از کاهش اعتبار و ارزش پول ملی، آن هم با نشان دادن پول هزار تومانی مقابل دوربین صدا و سیما، سالها مورد توجه مردم قرار داشت. آنچنان که خودش یکبار در توئیتی به شوخیهای مردم واکنش نشان داده و نوشت: «"مردم به شوخی میگویند ما که به آرزوهایمان نرسیدیم، کاری کنیم که لااقل فلانی به آرزویش برسد! مردم دوستداشتنی ایران؛ آرزوی من این است که کسی در کشور فقیر نباشد؛ آرزوی من این استکه ثروت کشور به دست خود شما برسد. آرزوی من آرامش و شادی و رفاه برای همه شماست. آرزوی من، آرزوی شماست"» اما علیرغم این موضوعات، دیدگاههای اقتصادی محسن رضایی همواره مورد نقد قرار گرفته است. بهخصوص که در اوایل دهه هشتاد، سند چشمانداز ۲۰ ساله با همکاری و همراهی او در مجمع نوشته شد تا «ایران طی ۲۰ سال، به قدرت اول آسیای جنوب غربی تبدیل شود» اما این اتفاق رخ نداد. از سوی دیگر، ورود او به دولت ابراهیم رئیسی، بهعنوان معاونت اقتصادی رئیسجمهور، فرصتی را در اختیار محسن رضایی قرار داد تا بتواند تجربه خود را از جایگاه یک مسئول اجرایی در حوزه اقتصاد دنبال کند. اما در نهایت به دلیل ناکامی و ناهماهنگی دولت رئیسی در حوزه اقتصادی و گرانی روزافزون و همچنین تفاوت رویکردها و راهکارهای او با محمد مخبر، معاون اول وقت رئیسجمهور، از سمت خود استعفا داد. نامه ونس و حضور رضایی در دبیری شعام؛ جنگ یا مذاکره؟ بعد از شهادت علی لاریجانی و استعفای محمدباقر ذوالقدر از دبیری شورای عالی امنیت ملی، نوبت به محسن رضایی رسید تا با حکم رئیسجمهور بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شود و همزمان با حکم رهبر انقلاب، نمایندگی ایشان را در شعام برعهده بگیرد. آن هم در شرایطی که همچنان سایه جنگ بر سر کشور سنگینی میکند و تفاهم اسلامآباد هم زودتر از موعد قانونیاش به پایان رسیده بود. شورای عالی امنیت ملی، مهمترین و عالیترین نهاد امنیتی کشور است که تصمیمات کلان نظام توسط اعضای آن بررسی و تصویب میشود و پس از امضای رهبری، برای اجرا به نهادهای مرتبط اعلام میشود. بنابراین، مسئولیت دبیر این شورا تنها به مسائل نظامی محدود نیست و حتی موضوعات اجتماعی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و مناسبات امنیتی با دیگر کشورها هم در حوزه فعالیت آن قرار میگیرد. در چنین شرایطی، خطاب قرار گرفتن محسن رضایی از سوی معاون رئیسجمهور آمریکا، فارغ از در نظر گرفتن جایگاه حقوقی او، اهمیت بیشتری پیدا میکند. چنانچه تصمیمگیریها درباره مذاکره با آمریکا، باید در نهادی چون شورای عالی امنیت ملی بررسی و تصویب شده و پس از امضای رهبری پای مصوبه، وزیر امور خارجه مأمور به سرانجام رساندن مواضع ایران و همچنین دیپلماسی کشور میشود. از این منظر، نامه ونس را میتوان اتفاقی دانست که بار دیگر رضایی را در موقعیتی متفاوت از آنچه افکار عمومی طی سالهای گذشته از او به یاد دارد، قرار داده است. او که سالها در رأس سپاه پاسداران حضور داشت، بعدها به یکی از چهرههای سیاسی تبدیل شد که برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری تلاش میکند، اکنون نامش در مسائلی مربوط به حوزه دیپلماسی و مذاکرات با آمریکا گره خورده است؛ از همین رو باید دید که رضایی با توجه به تجربیاتی که در حوزههای مختلف دارد میتواند نقشی اثرگذار در ارتباط با دیپلماسی داشته باشد یا خیر.


