اما محمد جواد حاج علی اکبری کیست؟
به گزارش گفتمان ما به نقل از Tabnak،
اما محمد جواد حاج علی اکبری کیست؟ محمدجواد حاجعلیاکبری متولد تیر ۱۳۴۳ در دماوند است، او در سال ۱۳۷۹ و در سن سی و شش سالگی، نماینده رهبر انقلاب در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزان شد، تشکلی که در دهه شصت، یکی از کانونهای انقلابی موثر محسوب میشد اما کم کم به فراموشی سپرده شد و حاج اکبری آمده بود تا جان تازه ای در این نهاد انقلابی متروک بدمد، آنهم در سالهای پرتنش تقابل اصلاح طلبان با حاکمیت. این مسئولیت گویا محل آزمونی برای مسئولیتهای بعدی بود و عملا بخش مهمی از هویت او را شکل داد؛ زیرا مخاطب اصلیاش نه سیاستمدار و نه روحانی، بلکه دانشآموز نوجوان بود. در معرفی عملکرد آن دوره، از سفرهای متعدد او به استانها و شهرستانها برای دیدار مستقیم وی با نوجوانان سخن گفته شده است.. او حتی یک کانال ارتباطی مستقیم با دانشآموزان با عنوان «صندوق همراز» راهاندازی کرد. برای شناخت او باید دو چهره را همزمان دید: نخست، مدیر فرهنگیای که از تربیت نسل جوان، روزآمدسازی روشهای پرورشی و برنامهریزی برای مساجد سخن میگوید؛ دوم، خطیب سیاسیای که مسائل اجتماعی و فرهنگی را در چارچوب مفاهیمی مانند انقلاب، هویت اسلامی، مقاومت، دشمن و انسجام ملی تفسیر میکند. این دو چهره با یکدیگر بیارتباط نیستند. اتفاقاً نقطه اتصال آنها، نهاد محوری، حرکت از بستر مسجد و محله و اعتقاد به نقش نهادهای تربیتی و دینی حاکمیتی در شکلدهی به جامعه است. از سازمان ملی جوانان تا مدیریت نهادهای مذهبی یکی از نخستین مقاطع مهم کارنامه حاجعلیاکبری، ریاست سازمان ملی جوانان در دولت محمود احمدینژاد بود. او در سال ۱۳۸۴ و در آغاز این مسئولیت، در گفتوگویی درباره حجاب و مسائل جوانان، بر روش فرهنگی و اقناع از طریق گفتوگو تأکید کرد. در همان مصاحبه گفت با اینترنت مخالف نیست و سازمان باید مشکلات جوانان را بهصورت علمی شناسایی و به دستگاههای مسئول منتقل کند. او تلاش میکرد خود را مدیری فرهنگی معرفی کند که قرار نیست صرفاً با دستور و بخشنامه مسائل جوانان را حل کند. تأکید بر گفتوگو، اقناع، شناخت علمی و ارتباط با نسل جوان، عناصر اصلی این تصویر بودند. حاج علی اکبری در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶، از تریبون دولت و صداوسیما- که کاملا همسو با دولت احمدی نژاد بود-یکی از ستارههای نوظهور سیاست و رسانه بود. بخشی از سخنان او بر احیای معاونت پرورشی آموزشوپرورش، تربیت اخلاقی دانشآموزان و تدوین اسناد ساماندهی امور جوانان متمرکز بود. جمله معروف او که «احیای معاونت پرورشی بدون روزآمدی روشها به معنای مرگ پرورش است»، خلاصهای از نگاه او به تربیت را نشان میدهد: بازگرداندن یک نهاد قدیمی کافی نیست؛ روشها نیز باید تغییر کنند. نکته جالب در دوران ریاست او بر سازمان ملی جوانان این بود که آمار اعتیاد جوانان را محرمانه اعلام کرد؛ در مرداد ۱۳۸۷، در مراسم امضای تفاهمنامه سازمان ملی جوانان و ستاد مبارزه با مواد مخدر، گفت آمار اعتیاد جوانان هر سال تهیه میشود، اما فقط در اختیار مسئولان قرار میگیرد. در موضوع ازدواج، اشتغال و آسیبهای اجتماعی جوانان نیز بر تقسیم کار میان دستگاهها تأکید میکرد. در سال ۱۳۸۵ از تدوین ۱۳ سند برای توسعه امور جوانان سخن گفت و در سال ۱۳۸۷ اعتیاد را مسئلهای اجتماعی و چندعاملی توصیف کرد. در همان دوره، از ظرفیت تشکلهای مردمی برای مقابله با آسیبهای اجتماعی سخن میگفت. این رویکرد، از او چهره مدیری میساخت که به جای مداخله مستقیم در همه مسائل، به دنبال هماهنگ کردن دستگاهها و فعال کردن شبکههای اجتماعی بود. ایده «ازدواج نیمهمستقل» که در سال ۱۳۸۷ از سوی حاج علی اکبری مطرح شد، بعدها نیز در فضای رسانهای مورد بحث قرار گرفت و منتقدان آن را طرحی میدانستند که ممکن است به افزایش ازدواجهای کوتاهمدت منجر شود. این طرح البته در نهایت به اجرای فراگیر نرسید. او در آخرین روزهای دولت اول محمود احمدی نژاد یعنی تیر ۱۳۸۸ از ریاست سازمان ملی جوانان کنار رفت، دقیقا همان مقطعی که اختلافات شدید احمدی نژاد و حاکمیت آغاز شد. پس از خروج از دولت، مسیر او به سمت نهادهای مذهبی و تربیتی تغییر کرد. از سال ۱۳۹۰ ریاست مرکز رسیدگی به امور مساجد را بر عهده گرفت و در سال ۱۳۹۵ برای دورهای دیگر ابقا شد. در این دوره، مسجد در سخنان و برنامههای منتسب به او صرفاً محل برگزاری نماز نبود؛ نهادی بود که باید برای اداره آن دانش، الگو و برنامه بلندمدت تولید میشد. طرح «دانش مدیریت مسجد» و برنامه راهبردی پنجساله از همین نگاه حکایت دارند. این بخش از کارنامه او یک نکته قابل توجه دارد: حاجعلیاکبری در دو مسئولیت متفاوت، یعنی سازمان ملی جوانان و مرکز رسیدگی به امور مساجد، به دنبال پیوند دادن تربیت با ساختارهای سازمانی بود. در سازمان ملی جوانان، مسئله این بود که دستگاههای دولتی چگونه درباره نسل جوان هماهنگ شوند؛ در مدیریت مساجد، پرسش این بود که چگونه یک شبکه گسترده مذهبی با برنامه و الگوی مدیریتی اداره شود. ورود به ساختار سیاستگذاری نماز جمعه در ۱۶ دی ۱۳۹۶، با حکم آیتالله خامنهای به ریاست شورای سیاستگذاری ائمه جمعه منصوب شد. این انتصاب، جایگاه او را در ساختار رسمی جمهوری اسلامی گسترش داد. او دیگر فقط مسئول یک سازمان فرهنگی یا مرکز مرتبط با مساجد نبود؛ ریاست نهادی را بر عهده گرفت که با شبکه نماز جمعه در سراسر کشور ارتباط داشت. یک سال بعد، در ۱۴ دی ۱۳۹۷، نخستین خطبه خود را بهعنوان جوانترین امام جمعه موقت تهران ایراد کرد. این نقطه، آغاز حضور مستمرتر او در عرصه عمومی سیاست و رسانه بود. نماز جمعه تهران، برخلاف یک سخنرانی معمولی، تریبونی است که مسائل دینی، اجتماعی و سیاسی را در یک قاب واحد عرضه میکند. حاجعلیاکبری در این جایگاه، بهتدریج زبان مدیریتی پیشین خود را با زبان خطابه سیاسی ترکیب کرد. نگاه او در ماههای نخست تصدی این مسئولیت، طعم آسیب شناسانه جدی داشت: حاجعلیاکبری در همان مقطع میان سه گروه از مخاطبان نماز جمعه تفکیک گذاشت: قشر حزباللهی، خانواده شهدا و مذهبیها از یک سو و «قشر خاکستری یا افراد جدید» از سوی دیگر؛ و پیشنهاد کرد میزان جذب گروه دوم با نظرسنجی سنجیده شود. او در آسیبشناسی نماز جمعه گفته بود ارتباط این نهاد با نسل جوان در حد مطلوب نیست.. در نخستین خطبه، موضوع چهلمین سالگرد انقلاب و ضرورت برگزاری متفاوت مراسم سالگرد انقلاب برجسته بود. در سالهای بعد نیز مناسبتهای انقلابی، موضوع تربیت نسل جوان، عفاف و حجاب، سیاست خارجی و مسائل اقتصادی در سخنان او تکرار شدند. در سال ۱۳۹۸، همکاری حوزه علمیه و آموزشوپرورش را یکی از محورهای مهم تربیتی دانست. تأکید او بر استفاده آموزشوپرورش از ظرفیت حوزه و حضور طلاب زن برای ارتباط با دانشآموزان دختر، امتداد همان دغدغهای بود که در دوره ریاست سازمان ملی جوانان درباره تربیت و هویت نسل جدید مطرح میکرد. در همان سال، خطبه ۳۱ خرداد او دو وجه دیگر از شخصیت سیاسیاش را آشکار کرد. از یک سو در واکنش به تنش با آمریکا، لحنی بازدارنده به کار برد و از سوی دیگر درباره حجاب و عفاف با زبان تکلیف دینی و مسئولیت اجتماعی سخن گفت. این ترکیب، در سالهای بعد نیز در خطبههای او تکرار شد: مسائل داخلی در قالب اخلاق و هویت دینی، و مسائل خارجی در چارچوب مقاومت و تقابل با قدرتهای غربی. در سال ۱۴۰۰ موضع او درباره موضوع "عدالتخواهی" که آن روزها بحث داغ جامعه بود، مورد توجه رسانهها قرار گرفت، حاج علی اکبری اعلام کرد طرح فساد داخلی به صورت مصداقی در نماز جمعه ممنوع است. حجاب؛ از گفتوگو و اقناع تا تکلیف اجتماعی یکی از مهمترین موضوعات برای شناخت تحول گفتار حاجعلیاکبری، بررسی مواضع او درباره حجاب است. در مصاحبه سال ۱۳۸۴، زبان او بیشتر زبان اقناع فرهنگی بود. بر گفتوگو تأکید میکرد و میگفت مسئله حجاب باید از مسیر فرهنگی و با روشهای اقناعی دنبال شود. در آن مقطع، حتی وعده داده بود که در سازمان ملی جوانان با دختران محجبه و بدحجاب یکسان رفتار خواهد شد. اما در خطبههای سالهای بعد، بهویژه در سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲، صورتبندی مسئله تغییر کرد. حجاب دیگر صرفاً موضوعی فرهنگی برای گفتوگو با نسل جوان نبود؛ بلکه صورت بندی هویتی و تقابلی پیدا کرد و در سخنان او به مسئلهای مرتبط با هویت اسلامی، خانواده، نقشه دشمن، سلامت اجتماعی و مسئولیت فرد در برابر دیگران تبدیل شد. در نماز عید قربان ۱۹ تیر ۱۴۰۱، اجرای قانون حجاب را مطالبهای جدی معرفی کرد و گفت این موضوع به هویت و خانواده گره خورده است. در خطبه ۳ شهریور ۱۴۰۲ نیز از مسئولیت فردی در قبال پیامدهای اجتماعی نوع پوشش سخن گفت و حتی از تعبیر «ضامن بودن» فرد در برابر آسیب معنوی دیگران استفاده کرد. این تغییر زبان، یکی از مهمترین نقاط قابل بررسی در کارنامه اوست. در دوره نخست، مخاطب جوانی بود که باید با او گفتوگو کرد؛ در دوره بعد، مخاطب جامعهای بود که از منظر او باید نسبت به حفظ هویت و عفاف مسئولیت جمعی داشته باشد. حوادث سال ۱۴۰۱ یکی از نقاط مهم برای تحلیل گفتمان سیاسی حاجعلیاکبری است. او در خطبههای آن سال، اعتراضات را در چارچوب «فتنه»، «جنگ ترکیبی» و دخالت دشمن توضیح داد. در خطبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱، اعتراضات، آشفتگی بازار ارز و مسمومسازی دانشآموزان را در یک مجموعه از «فتنههای دشمن» قرار داد. این شیوه روایت، چند ویژگی دارد. نخست آنکه پدیدههای متفاوت اجتماعی و اقتصادی در یک چارچوب امنیتی واحد تفسیر میشوند. دوم آنکه عامل بیرونی در توضیح بحرانها جایگاه محوری پیدا میکند. سوم آنکه در این چارچوب، اعتراض اجتماعی بیش از آنکه بهعنوان پدیدهای نیازمند بررسی علل داخلی، اقتصادی و فرهنگی دیده شود، در پیوند با پروژه دشمن معنا مییابد. در خطبه ۲ دی ۱۴۰۱ نیز او درباره اعتراضات از تقابل دو الگوی فرهنگی سخن گفت: الگوی زن مسلمان ایرانی در برابر آنچه «جاهلیت مدرن» مینامید. در این سخنان، مطالبات زنان معترض عمدتاً از زاویه رقابت هویتی و فرهنگی بررسی شد، نه از منظر تنوع خواستهها و تجربههای اجتماعی آنان. این بخش از گفتار او را باید در کنار مواضعش درباره جوانان در سال ۱۳۸۴ گذاشت. در آن زمان، بر ضرورت شناخت علمی مسائل جوانان و گفتوگو با آنان تأکید میکرد؛ اما در مواجهه با اعتراضات ۱۴۰۱، چارچوب غالب سخنانش سیاسی و امنیتی بود. از منظر تحلیل گفتمان، در سخنان او درباره سیاست خارجی یک الگوی نسبتاً ثابت وجود دارد: تقابل میان جبهه مقاومت و قدرتهای سلطهگر، تأکید بر شکست راهبردهای آمریکا و اسرائیل، و معرفی انسجام داخلی بهعنوان پشتوانه قدرت منطقهای ایران. اگرچه حاجعلیاکبری بیشتر با مواضع فرهنگی، دینی و سیاسی شناخته میشود، در برخی خطبهها به مسائل اقتصادی روزمره نیز پرداخته است. یکی از نمونههای روشن، خطبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ درباره بازار اجاره مسکن است. او با اشاره به سهم مستأجران در تهران و کشور، از مجلس انقلابی برای تصویب قانون ساماندهی بازار زمین و مسکن و اجارهبها تشکر کرد و خواستار اجرای جدی آن شد. این موضع از آن جهت مهم است که موضوع مسکن را از سطح توصیه اخلاقی یا کلیات اقتصادی به یک مسئله ملموس اجتماعی منتقل میکند. در مرداد ۱۴۰۴ نیز درباره بحران آب سخن گفت و علاوه بر کمبود بارندگی، به عوامل مدیریتی و رفتاری مانند برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی، الگوی کشت نامناسب و مصرف بیرویه اشاره کرد. این بخش از سخنانش نسبت به مواضع صرفاً سیاسی، رویکردی مسئلهمحورتر دارد؛ زیرا بخشی از مسئولیت را متوجه شیوه مدیریت منابع و رفتار مصرفی جامعه میکند. یکی از مفاهیم پرتکرار در گفتار سالهای اخیر حاجعلیاکبری، وحدت است. در مرداد ۱۴۰۴ و پس از جنگ دوازدهروزه، او اتحاد مردم را «فتحالفتوح» آن دوره توصیف کرد و گفت این عامل حتی از سامانه نظامی نیز مهمتر بوده است. در همان خطبه، نسبت به دوقطبیهایی مانند مذاکره و مقاومت، مذاکره و معیشت و ملت و امت هشدار داد. او از اصولگرایان و اصلاحطلبان خواست در برابر تولید اختلاف و بداخلاقی سیاسی بایستند. در دی ۱۴۰۴، موضع او درباره اعتراضات نیز واجد اهمیت بود. در آن خطبه گفت اعتراض حق طبیعی مردم است و باید میان مردم معترض و اغتشاشگران حرفهای تفاوت گذاشت. شاید بتوان چند ویژگی نسبتاً پایدار در شخصیت مدیریتی و گفتار عمومی حاجعلیاکبری تشخیص داد: نخست، او روحانیِ نهادگراست. بخش مهمی از کارنامهاش نه در فعالیت فردی یا صرفاً منبر، بلکه در اداره و هدایت سازمانها و شبکههای فرهنگی و مذهبی گذشته است. سازمان ملی جوانان، مرکز رسیدگی به امور مساجد و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سه ایستگاه اصلی این مسیرند. در هر سه، مسئله اصلی سازماندهی، تربیت و مدیریت شبکهای بوده است. دوم، تربیت در اندیشه او جایگاه محوری دارد. آموزشوپرورش، معاونت پرورشی، مسجد، خانواده، جوانان و عفاف، موضوعاتی جدا از هم نیستند؛ در گفتار او به یک منظومه تربیتی متصل میشوند. او جامعه مطلوب را جامعهای میبیند که در آن نهادهای دینی و آموزشی نقش فعالتری در شکلدهی به رفتار و هویت افراد داشته باشند. سوم، زبان او ترکیبی از ادبیات مدیریتی و خطابه سیاسی است. در سخنان مدیریتی از برنامه راهبردی، سند، هماهنگی دستگاهها، دانش مدیریت و روشهای روزآمد حرف میزند. در تریبون نماز جمعه، همین دغدغهها با مفاهیمی مانند تقوا، هویت، مقاومت، دشمن و وحدت بازتعریف میشوند. این ترکیب به او امکان میدهد از یک مسئله تربیتی یا اجتماعی، به نتیجهای سیاسی و ایدئولوژیک برسد. چهارم، در تفسیر بحرانها، چارچوب دشمنمحور در گفتار او برجسته است. این ویژگی در مواضع او درباره اعتراضات ۱۴۰۱، مسائل فرهنگی، سیاست خارجی و جنگ منطقهای دیده میشود. در این چارچوب، دشمن خارجی یا جریانهای متخاصم بیرونی، یکی از عوامل اصلی توضیح تحولات داخلیاند. محمدجواد حاجعلیاکبری را میتوان روحانیای دانست که مسیر حرفهایاش از مدیریت فرهنگی و تربیتی آغاز شد و به مدیریت شبکه نهادهای مذهبی و حضور در تریبون سیاسی نماز جمعه رسید. او نه صرفاً یک خطیب سنتی است و نه مدیری که فقط با زبان اداری سخن بگوید. ویژگی اصلیاش پیوند دادن تربیت دینی، سازماندهی نهادی و تحلیل سیاسی است. در دوره نخست فعالیتش، زبان گفتوگو و اقناع فرهنگی در سخنان او برجستهتر بود. در دوره بعد، بهویژه پس از ورود به شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و حضور در نماز جمعه تهران، زبان هویتی و سیاسی وزن بیشتری پیدا کرد. موضوعات جوانان، خانواده، حجاب، مسجد و آموزشوپرورش همچنان در مرکز گفتار او باقی ماندند، اما بیشتر در قالب دفاع از الگوی فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی صورتبندی شدند. شاید مهمترین نکته درباره او همین باشد: حاجعلیاکبری از مدیریت جوانان به مدیریت نهادهای دینی رسید، اما دغدغه اصلیاش در هر دو دوره تقریباً ثابت ماند؛ تربیت جامعه از مسیر نهادهای رسمی و مذهبی. آنچه تغییر کرد، بیش از همه زبان، جایگاه و میدان اثرگذاری او بود. همانطور که از شواهد پیداست، جوانترین امام جمه تهران اینک به یکی از چهرههای مورد وثوق رهبر جدید و جوان جمهوری اسلامی ایران مبدل گشته است و گذشت زمان نشان خواهد داد در این فصل جدید از زندگی سیاسی حاج علی اکبری چه تحولات و تغییراتی رقم خواهد خورد.

